“مشکلات دوران مکتب خودم سبب شد که در برنامه نظارت از مکاتب به گونه رضاکارانه کار کنم.” 

رحمت الله رهیاب، رهبر گروه امانتداری برنامه نظارت اجتماعی از مکاتب، کابل

یک و نیم سال می شود که به طور رضاکارانه با دیدبان شفافیت کار می کنم. انگیزه پیوستنم به این برنامه مشکلاتی بوده که در جریان مکتب با آنها روبرو شده ام. من هم مانند دهها شاگرد دیگر که در افغانستان به مکتب رفته اند و می روند با صد ها مشکل روبرو بودم. از کمبود استاد گرفته تا صنوف غیر معیاری، کیفیت پایین درسی و همچنان کمبود کتاب. من زمانی که در مورد برنامه نظارت اجتماعی دیدبان شفافیت شنیدم، شاید اولین نفر از منطقه ام بودم که بی درنگ به این برنامه پیوستم و خواستم از این آدرس، از مکاتب نظارت کنم و مشکلات آنها را شناسایی نموده و برای حل آنها تلاش کنم. من که یک و نیم سال است از مکاتب نظارت می کنم، شاهد مشکلات و کم کاری های زیادی در مکاتب بوده ام. در مکاتب هرچند فساد (معامله های پولی) به مقدار بسیار بالا صورت نمی گیرد، اما بازهم رشوت های کوچک برای کامیاب کردن شاگردان در امتحان وجود دارد. که سال قبل من وهمکارانم شاهد چنین یک مشکلی بودیم. افزون بر آن، مسئله روابط در مکاتب خیلی حاد است. مدیر یا سر معلم به دلیل اینکه با یک معلم شناسایی یا رابطه فامیلی دارد، همکاری بیشتر می کند و حتا آن معلم برای چندین ماه به مکتب نمی آید.
و به ساعت های درسی هم به گونه متواتر حاضر نمی شود ولی سرمعلم مکتب او را غیر حاضر نمی سازد. سال قبل، من که برای نظارت به یک مکتب رفته دقیقه از ساعت 7بودم یکی از معلمان، فقط 7درسی اش مانده بود که به مکتب آمد و از این دقیقه هم استفاده نکرده و به صنف نرفت. وقتی من از شاگردان در مورد آن سوال کردم آنها گفتند که معلم مذکور از اقارب نزدیک مدیر مکتب است و به این خاطر مدیر مکتب به او چیزی نمی گوید. جدا از معامله های پولی (رشوت) و روابط، آغشته بودن مدیر مکتب به فساد، عدم آگاهی مردم از روند نظارت اجتماعی، و بی باوری مردم به پروسه نظارت، از مشکلاتی است که شاهد آن بوده ایم و تجربه کرده ایم. مسئله بی باوری مردم نسبت به نظارت هم خیلی احساس می شود. زمانیکه ما برای بسیج مردمی می رویم، مردم نسبت به حرکت های اجتماعی (برنامه های اجتماعی) بی باورهستند. زیرا به باور آنها، در اکثر موارد نهاد ها به خصوص نهاد های تفتیش دولتی که برای حل مشکلات مکاتب می آیند و با آنها صحبت میکنند، در عمل هیچ کاری را برای بهبود وضعیت انجام نمی دهند و در بیشتر موارد، این کار چندین بار تکرار می شود ولی هیچ نتیجه ملموسی در پی ندارد.
نظارت از مکاتب توسط مردم وبه خصوص از سوی اقارب و والدین شاگردان تا حد زیادی می تواند به کم کاری ها و خلاف ورزی ها نقطه پایان بگذارد. اما متاسفانه مردم ما از این پروسه (نظارت اجتماعی) وقتی شخصی یا ارگانی ًآگاهی درست ندارند و اکثرا که برای نظارت و یا هر دلیل دیگر به آنها مراجعه می کنند، آنها به فکر کمک مالی می شوند. داوطلبان ما که برای نظارت به یکی از مکاتب رفته بودند، ابتدا مدیر مکتب به شکل بسیار خوب از ما پذیرایی کرده و بعد گفت که اگر شما برای کمک آمده اید، لطف نموده برای ما یک چاه بسازید. در پاسخ به این خواسته، مدیر فعال امانتداری ما طرح برنامه را معرفی کرده و در عین حال، به وی گفت که ما به کسی کمک مالی نمی کنیم، اما برای حل مشکل شما با مردم محل و معارف صحبت کرده به کمک آنها مشکل شما را حل می کنیم. مدیر مکتب با شنیدن این حرف در آن جا چیزی نگفت اما زمانیکه از مکتب بیرون شدیم و در مسیر راه بودیم برای ما این موضوع ًزنگ زد و گفت: «ما چاه آب داریم، لطفا را با وزارت معارف در جریان نگذارید، من با شما شوخی کردم.» نکات ذکر شده در بالا از مشکلات مکاتب اند که کار نظارت را نیز لطمه می زنند. در برخی مکاتب، مدیران فکر می کنند که نظارت ما برای آنها مشکل ایجاد می کند در حالیکه وقتی کار ما را عملاً می بینند خیلی از ما ابراز خشنودی می کنند. و یکی از خاطراتی که برای من خیلی جالب واقع شد همین بود که در عید گذشته من بیشترین پیام تبریکی را از بزرگان و نمایندگان محل بدست آوردم و این تمامش بخاطر کارهای نظارتی ما بود. در اخیر و به عنوان آخرین سخنانی که می خواهم به عنوان یکی از داوطلبان پروسه نظارت به آن اشاره کنم؛ اینست که « هدف دیدبان شفافیت دعوت مردم به نظارت، حل مشکلات و مسؤلیت پذیری است». من با درک این مسئله، متهد هستم که به این کار خود ادامه می دهم و کوشش می کنم که بیشتر از این مکاتب را نظارت کنیم و با پا درمیانی همکاران ما، مردم محل و ریاست معارف، به مشکلات مکاتب رسیدگی کنیم.
«